ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

440

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

قسمتها بخصوص تند و مخدر است و به هنگام سوختن بوئى زننده از آن منتشر مىشود فقط مورد استفادهء فقيرترين و محرومترين طبقات قرار مىگيرد . در حدود دو درهم از تنباكوى الك شده ، و با آب مرطوب شده را كه خوب بهم ماليده‌اند به روى سرقليان قرار مىدهند و ذغال كاملا افروختهء بدون دود را طورى روى آن مىگذارند كه با تأنى و بطرزى ناقص بسوزد . از سر قليان لوله‌اى تا كف محفظه‌اى بطرى شكل كه تا نيمهء آن آب است پائين مىرود ؛ لوله‌اى ديگر كه مورب قرار گرفته و آن را به دهن مىگيرند در قسمت آزاد محفظه قدرى بالاى آب جاى گرفته است . درحالىكه به اين طريق بخار از آب مىگذرد خنك مىشود و مقدارى از شدت و حدت تخديرى خود را از دست مىدهد . البته آب كوزهء قليان را بايد اغلب عوض كنند زيرا آب بسرعت از ذرات تند تنباكو اشباع مىشود و آن را مجددا به دود بازپس مىدهد . مردم عادى اين آب قليان اشباع شده را به بهترين وجه به عنوان داروئى تهوع‌آور به كار مىبرند بخصوص در بيماريهاى مربوط به تنگى نفس . معمولا قليان را به زيبائى و تجمل بسيار مىآرايند و در منزلهاى اعيان چند نوكر نگاه مىدارند كه كارشان منحصرا پاك و تميز كردن ، آوردن و دودى كردن قليان است . قليان نيز همچون خوردن و نوشيدن از جملهء امورى است كه براى ايرانى غير قابل اجتناب بشمار مىرود . چه تنها باشد چه در حال پايان دادن به كارى و امرى ، در حين گفت‌وگو ، در جريان پذيرائى ميهمان يا وداع با او ، در ضمن تشريفات عمومى و رسمى در هيچ كجا نمىتواند از قليان چشم بپوشد . به هر مهمانى قليان تعارف مىكنند ؛ به بيگانه‌اى قليان ندادن در حكم فحش دادن به اوست . فقط اعضاى خانواده در حضور رئيس خانوار حق كشيدن قليان ندارند ، مگر اينكه او به آنها چنين اجازه‌اى بدهد كه اين هم بسيار بندرت رخ مىدهد . اگر دستور بدهند كه براى سومين بار پيش مهمانى قليان برده شود اين در حكم اشاره‌اى است كه وى بايد ديگر مرخص شود . شخصيتهاى صاحب مقام خود خواهان سومين قليان مىشوند تا از اين رهگذر نوكران را براى عزيمت هشدار بدهند . در غير اين صورت هرگاه كسى در خانهء غريبه‌اى خود به خدمه سفارش قليان بدهد اين كار در حكم گستاخى و غرور بسيار بشمار مىآيد . در مسافرتها هم ايرانيها دستور مىدهند كه نوكر سواره‌اى قليان با خود بياورد . او بايد همواره آتش گل‌انداخته همراه داشته و آماده باشد كه نىقليان نرم و قابل انعطاف ( نىپيچ ) را در اختيارش بگذارد . هرگاه در بين راه با آشنائى مصادف شوند توقف مىكنند و پس از مبادلهء تعارفات معمول با او قليانى مىكشند . روزى با يكى از افسران توپخانه كه سابقهء الفتى با وى در بين بود برخوردم . با توپخانهء خود از اردوى سلطنتى بازمىگشت ؛ هنگامى كه مرا ديد به قواى خود فرمان ايست داد و تازه پس از آنكه باهم قليانى كشيديم فرمان ادامهء حركت را صادر كرد . حتى به هنگام اشتغال به مشقهاى نظام نيز سربازان در پشت جبهه گم‌وگور مىشوند تا چند پك به قليان بزنند .